مصاحبه جالب درباره هويت و عقايد يك گروه تروريستي :

در 25 اسفندماه 84 در میانه جاده زابل – زاهدان، تاسوکی، فاجعه تروریستی دلخراشی رخ داد که در آن بیست و دو تن از مسافرین عبوری در حالی که دستها و چشمان آنها بسته شده بود، توسط گروه موسوم به جندالله به فیض شهادت نایل آمدند. هفت نفر نیز مجروح و هفت نفر ديگر نیز به گروگان گرفته شدند که یک نفر در اسارت به شهادت رسید و شش تن دیگر بتدریج در طی دویست روز آزاد شدند.
آنچه در پی می آید بخشهايی از مصاحبه با «رضا لک زایی» دانشجویی است که پنج ماه در اسارت این گروه بود:


*پرسش: گروهی که شما را به گروگان گرفته بود، چه کسانی بودند و چه افکاری داشتند؟

گروه ، اعتقادات ضد شیعی داشتند. می گفتند: شیعه معتقد به تحریف قرآن است. شیعه کافر، مشرک و نجس است و از این رو معتقد بودند کشتن شیعه ثواب زیادی دارد. بر اساس چهار حرف شیعه می گفتند: شین آن یعنی شیطان، یایش یعنی یهودی، عینش یعنی عیسوی و هایش یعنی هندو . می گفتند بدترین دشمن اسلام و قرآن شیعه است و به دلیل لعن صحابه و توسل به اهل بیت و زیارت قبور امامان و امام زادگان [علیهم السلام]، کافر است. همچنین درباره امام خمینی می گفتند او در کتابش آنها می گفتند در کشف الاسرار دچار غلوّ شده و گفته: اهل بیت بر ذره ذره ي عالم، ولایت تکوینی دارند و مقامشان از فرشتگان و پیامبران بالاتر است و به حلیّت خون و مال سنی ها فتوا داده! و نیز به صیغه كردن دختر دو ساله!!
درباره تحریف قرآن به حدیثی از يك كتاب شيعي استناد می کردند که: قرآن هفده هزار آیه دارد ولی از قرآن فعلی حذف شده است و [امام] مهدی آن قرآن را می آورد. همچنین مي¬ گفتند عامل کشتار مسلمانان در حمله مغول به ایران، خواجه نصیر بود و این که شهادت حضرت زهرا (س) صحت ندارد و علمای شیعه آن را جعل کرده اند. این گروه وهابیت را هم قبول داشتند. من از یکی از آنها در این باره پرسیدم. او گفت وهابیت را ما قبول داریم، اما آنها کمی تندروتر هستند .
درباره مطالبی که عرض شد، به زبان فارسی کتاب در اختیار داشتند. «شناخت راهزن» و «صحابه معیار حق و دین» دو تا از این کتاب هاست، که توسط گروهی به نام حزب الفرقان اهل سنت ایران که تا جایی که من فهمیدم بیرون از مرز است (پاکستان) با کیفیت خوبی منتشر شده بود.


*پرسش: آیا آنها افراطی بودند و در عکس العمل به عملکرد شیعیان تندرو به وجود آمده اند؟

می توانم بگویم یکی از عوامل به وجود آمدن چنین گروه هایی عمل کرد برخی شیعیان است که رفتارهای تند و افراطی دارند. مثلاً آنها به بارگاهی که برای ابولؤلؤ در کاشان ساخته شده، یا سخنرانی ای که آقای دانشمند در سال 1380 در زاهدان ایراد کرده و به خلفا اهانت شده بود اعتراض داشتند. عمرکُشان یکی دیگر از دلایل ناراحتی آنها بود؛ تخریب مسجدی در مشهد، فروش کتابی که به خلفا توهین کرده بود، در نمایشگاه زاهدان؛ ترجمه و فروش کتاب های آقای تیجانی و ... مطالبی بود که آنها مطرح می کردند و ناراحت بودند.
آنها از بارگاه ابولؤلؤ و لعن عمر از طریق اینترنت عکس ها و مطالبی را پرینت گرفته بودند و در اختیار داشتند. حتی تمام وبلاگ مرا (rezal.blogfa.com) پرینت گرفته و مطالعه کرده بودند، مبادا که به عقایدشان توهین کرده باشم، که البته هیچ اهانتی مشاهده نکرده بودند.


*پرسش: شنیده ایم شما با آنها بحث می کردید، چه می گفتید و چه می شنیدید؟

یکی از بحث ها درباره آثار شیعی بود. برای مثال یکی از آنها گفت: بحار الانوار پر از مزخرفات است. من از او پرسیدم: بحار یعنی چه؟ گفت: نمی دانم. پرسیدم: چرا نمی دانی؟ بعد به او گفتم آیا شما این کتاب را مطالعه کرده ای؟ گفت: نه. ادامه دادم: قرآن می فرماید: «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» شما کتابی را که نخوانده اید، چطور رد می کنید؟ در ثانی وقتی شما معنای کتاب را نمی دانید، چطور درباره یک مکتب فکری و مذهبی نظر می دهید؟ و او در پاسخ، تهدید کرد .


*پرسش: احساس شما در لحظاتی که دیگر هیچ امیدی به زندگی نداشتید چه بود و چه می کردید؟

احساس خوبی بود، «لا ملجأ من الله الا الیه» در طول این مدت به یونس، به یوسفِ در چاه و زندان، به ابراهیم پرتاب شده در آتش، به ایوب غم زده، به امام سجاد، به زینب کبری، به حضرت زهرا و به تمام ائمه (علیهم السلام) می اندیشیدم. نیز به یعقوب که به هجران یوسف مبتلا شد، به حضرت ولی عصر (علیه السلام) که هنوز در غیبت به سر می برد و به قول خواجه نصیرالدین طوسی در کشف المراد «و غیبته منّا». قیاس با این انوار پاک، قیاس مع الفارق بوده و هست، لیکن خدای محمد (صلوات الله علیه و آله) خدای من و خدای همه هست. لذا امیدوار بودم. امام علی(ع) خدا را شناخت از اينكه اراده های پولادین درهم شکسته مي شود و گره های بسته گشوده. کسی می گفت که: آخرین چیزی که می میرد، امید است.


  *پرسش: گروهی که خود را جندالله می خواند، گروهی تروریستی است یا گروه اعتقادی یا هر دو؟

گروهی تروریستی است که با اعتقادِ خود، ترور را توجیه می کند. گروهی که گمان می کند به جهاد پرداخته و این جهاد، برخاسته از آن اعتقادات است. اینها عمل سنگدلانه خود در تاسوکی را جهاد می دانستند. در حالی که آنها چند نفر بی دفاع و بیگناه را از خودروها پیاده کرده و در حالی که دستها و چشمان آنها را بسته بودند به رگبار بستند. در میان شهدا چند نفر دانش آموز و کاسب و دانشجو و کارگر و طلبه و یک نفر خبرنگار بودند که معلوم نبود چرا به گلوله بسته شدند؟! عمل این گروه با آموزه های دین محمدی (صلوات الله علیه و آله) فرسنگ ها فاصله دارد اما آنها با افتخار به گونه ای دیگر تفسیر می کردند. به هر حال پس از آزادی مطلع شدم واکنش عمومی اهل تشیع و اهل تسنن به این فاجعه بسیار قوی و خوب بوده است. به ویژه این که این عمل وحشيانه از سوی تمامی جامعه اهل سنت و علمای آنها هم محکوم شده و جایی برای توجیه و تفسیر انحرافی باقی نگذاشته. به هر حال هر کس چنان عمل می کند که می اندیشد، هر چند چنین فاجعه آمیز و خونین.


 *پرسش: چه کسانی یا قدرت هایی از این گروه حمایت می کنند؟

به صورت روشن و واضح نمی توانم به این پرسش پاسخ دهم. چون تسلیحات آنها، همان هایی بود که از پاسگاهی در شهرستان سراوان استان سیستان و بلوچستان به دست آورده بودند. وقتی از ما می خواستند آنها را جا به جا کنیم، من متوجه برچسب پاسگاه روی آنها شدم. اگر برداشتم درست باشد. البته بسیاری از رسانه های بیگانه و ضد انقلابی عمل غیر انسانی این گروه در کشتار مردم در تاسوکی را به نام کشتن مسؤولان نظام پوشش دادند. در حالی که همه می دانیم به جز دو نفر از مسؤولانِ جزءِ استانی، ساير شهدای این فاجعه از مردم عادی بودند. برخی از رسانه ها نیز که البته نزد مردم جایگاهی ندارند بعدها مصاحبه های متعدد و مفصلی با سرکرده این گروه به عمل آوردند که به هر حال در حمایت از این گروه بی تأثیر نبوده است .


 *پرسش: نقش دشمنان اهل بیت(ع) مثل وهابیها در هدایت این گروه چه بود؟

همانطور که عرض شد این گروه، وهابیت را قبول داشتند، هر چند خودشان را سنی حنفی می دانستند.


 *پرسش: این گروه در اثر برداشت غلط از آیات قرآن و احکام اسلام به این نتایج هولناک رسیده اند یا نه عامل دست قدرت های بزرگ هستند و به دنبال منافع شخصی خود؟

بله، قطعاً برداشت غلط از قرآن سبب چنین فاجعه ای بوده. کار آنها در تاسوکی، که به اسم جهاد انجام داده بودند و گروهی از مردم عادي بی گناه و بی دفاع را به شهادت رساندند، دل گروهها و قدرت های مخالف اسلام و جمهوری اسلامی را شاد کرد. گرچه آنان می گفتند ما با اسرائیل و آمریکا دشمن هستیم .


*پرسش: اسارت شما چند روز طول کشید؟ این مدت به شما چگونه گذشت؟

در کل 150 روز. این مدت گذشت و به قول امام علی (علیه السلام): «الدهر یومان: یوم لک و یوم علیک ،ان کان لک فلا تبطر و ان کان علیک فلا تبتئس»؛ در هر دو صورت باید بگویم الحمد لله و به قول امام حسین (علیه السلام): «الحمد لله فی السّرّاء و الضّرّاء.»


*پرسش: چه اقداماتی باید انجام داد تا گروه هایی این چنین به وجود نیاید؟

دادن پاسخ کامل و جامع نیازمند دقت نظر و بررسی های کارشناسی است. عجالتاً آنچه به ما مربوط می شود، این است که همانگونه که ائمه فرموده اند اهل غلوّ نباشیم، به اعتقادات دیگران اهانت نکنیم و عمل به تعالیم اسلامی و قرآنی را سر لوحه کارهایمان قرار دهیم .


 *پرسش: آیا سبّ و ناسزاگويي به خلفا در به وجود آمدن این گروه ها مؤثر است؟

تولّی و تبرّی با تفرقه افکنی میان مسلمانان و شکاف در صف واحد مسلمین و بهانه به دست دیگران دادن فرق دارد. قلم و بیانمان باید جهانی باشد. خداوند در قرآن خطاب به مسلمين می فرماید: «به بتهای مشركين فحش ندهید، چون آنها هم به خدای شما توهین می کنند.» ما باید زیبایی ها و خوبی های اعتقادات خودمان را بگوییم، توهین به اعتقادات دیگران جایز نیست به ویژه در رسانه های جهانی از قبیل اینترنت که همه جا در دسترس است.


 *پرسش: در مورد مسائل سیاسی مثل آمریکا و اسرائیل و نظام اسلامی ایران چه نظراتی داشتند؟

می گفتند با اسرائیل و آمریکا دشمن هستیم. اگر ایران به ما ظلم نمی کرد! می رفتیم و با آمریکا می جنگیدیم؛ خیلی هم آرزو داشتند آمریکا به ایران حمله کند .


  *پرسش: در پایان هر صحبت خاص دیگری دارید، بفرمایید؟

اقدامات این گروه ها نباید باعث شود که ما در خط تقویت تقریب بین مذاهب اسلامی و وحدت و یکپارچگی میان مسلمانان در داخل و خارج کوتاهی کنیم. وحدت و همگرایی جهان اسلام در برابر جهان کفر همچنان باید آرمان ما باشد .


منبع : http://www.shianews.org