مطالب جالب درباره وحدت اسلامي،تقيه و مدارا ميان پيروان مذاهب اسلامي (شيعه و سني)

لینک مطالب جالب درباره وحدت اسلامی :

سيد حسن نصرالله از اهميت وحدت شيعه و سني مي گويد : اينجا را كليك كنيد.

مقاله اي درباره عمركشان : اينجا را كليك كنيد.

معرفي كتابي درباره عيدالزهراء و عمركشون : اينجا را كليك كنيد.

آيا اهل بيت(ع) ما را به دشنام گفتن به مقدسات اهل سنت توصيه فرموده اند؟!! : اينجا  را كليك كنيد

مصاحبه اي با يكي از رهبران شيعيان عربستان : موانع همگرايي شيعه و سني : اينجا را كليك كنيد.

پاسخ آية الله مكارم شيرازي به پرسشهايي درباره عمركشون (نهم ربيع الاول ): اينجا را كليك كنيد.

تفرقه بين شيعه و سني از نظر رهبر معظم انقلاب : اينجا را كليك كنيد.

بايسته هاي تبري و لعن دشمنان اهل بيت(ع) : اينجا را كليك كنيد.

توصيه هاي وحدت بخش اهل بيت(ع) [ احاديث درباره وحدت و برادري با اهل سنت ] : اينجا را كليك كنيد.

مقاله : وحدت با اهل سنت؛ صرفا يك ژست سياسي يا فريضه قراني است؟ : اينجا را كليك كن.

سفارش رهبر انقلاب به اهل منبر درباره سخنان تفرقه افكنانه : اينجا را كليك كن.

آية الله امجد درباره شيوه صحيح تبري ( تبرا ) مي گويد : اينجا را كليك كنيد.

گفتگويي جالب با علامه سيد مرتضي عسكري ( علامه اميني دوم ) : اينجا را كليك كنيد.

خلاصه كتاب شهيد فتحي شقاقي تحت عنوان ( شيعه و سني ؛ غوغاي ساختگي ) : اينجا را كليك كن.

مقاله اي درباره دشنام ، سب و لعن از نگاه ائمه (عليهم السلام) : اينجا را كليك كن.

مقاله اي درباره وجوب مدارا و تقيه : اينجا را كليك كن.

كليدواژه ها : بايسته هاي تبري و تولي تبرا و تولا لعن لعنت بر دشمنان اهل بيت عليهم السلام تفرقه افتراق اختلاف شيعه و سني اهل سنت و اهل تشيع افراطيگري افراطي گري نظر علما درباره لعنت و عمركشان عمركشان در آينه احاديث حديث درباره عمركشان و لعن و ربيع الاول و نهم ربيع عيدالزهرا عمرشكون مغ كشي تاسع ربيع الاول التاسع من ربيع الاول روز قتل عمر بن خطاب عمر بن الخطاب خلفاي راشدين برادري شيعه و سني شیعه و سنی

آيا مدارا با اهل سنت و تقيه مباح است يا واجب ؟!

آیا مدارا با اهل سنت و تقیه واجب است یا مباح ؟

   بسياري از ما بچه هاي هيأتي تولي و تبري را واجب و شرط قبولي همه اعمال مي دانيم كه البته چنين نيز هست اما درباره مدارا با اهل سنت و انواع تقيه بويژه تقيه ي مداراتي اهميتي به آن نمي دهيم. گاهي در اينترنت با وبلاگهايي مواجه مي شويم كه علنا و صريحا به شخصيتهاي مهم اهل سنت فحاشي مي كنند و ناسزا مي گويند و نويسنده وبلاگ تصور مي كند با فحاشي كردن دارد به فريضه « تبري » عمل مي كند. اما حقيقت اينست كه شيوه « تبري » بايد در كنار امور ديگر همانند « مدارا » ، « برادري و وحدت اسلامي » و « تقيه » تبيين شود.

   متاسفانه در برخي هيأتها به جوانان ما تنها تبري را مي آموزند و از شرايط و شيوه درست آن سخني نمي گويند. در حالي كه اهميت مدارا و تقيه و برادري اسلامي اگر بيشتر از « تولي» و « تبري » نباشد قطعا كمتر نيست. اين بحث مفصّل است اما تنها چند حديث درباره تقيه ذكر مي كنم تا اهميت اين موضوع را كمي بيشتر درك كنيم :
  در حديث داريم كه معصوم(عليه السلام ) فرمودند : « اگر بگويم ترك كننده تقيه مانند تارك الصلاة است راست گفته ام. »

همچنين معصوم(ع) فرمودند : تقيه [بخش مهمي از ] دين من و پدررانم به شمار مي رود.( التقية ديني و دين آبائي )

نيز فرمودند : «كسي كه تقيه ندارد، دين ندارد.» (لا دين لمن لا تقية له)

  از پيامبر(ص) نقل شده كه فرمود : ترك كننده ي تقيه مانند تارك نماز است. [ و قال النبي (ص) تارك التقية كتارك الصلاة ]

اين احاديث در كتاب جامع الاخبار ص 95 آمده و مانند آن در بسياري از كتب ما نقل شده است.

   برخي مي گويند اكنون آخرالزمان است و شيعيان به حكومت و قدرت دست يافته اند و در شرايط كنوني ديگر جاي تقيه نيست. در پاسخ آنها حديثي هست كه مي فرمايد : « هر كس قبل از قيام قائم[عجل الله فرجه] تقيه را كنار بگذارد از ما نيست.» (من ترك تقية قبل خروج قائمنا فليس منا) منبع : جامع الاخبار ص 95

علامه مجلسي در بحار الانوار تنها در يك جا بيش از 100 روايت درباره مدارا با اهل سنت و تقيه ذكر كرده است.

   درخواست ما از اهل منبر آنست كه همانطور كه در سخنراني هاي خود بر اهميت ولايت اهل بيت(ع) و برائت از دشمنان آنها تأكيد مي كنند مسأله مدارا و برادري اسلامي و تقيه و اهميت آن را نيز تبيين فرمايند تا جواناني كه پاي منبر اهل بيت(ع) رشد مي يابند يك بعدي نشوند و عواطف پاك خود را به شيوه اي بروز دهند كه مايه فخر و مباهات اهل بيت(ع) باشد.

برخي از واژگان كليدي اين مطلب : تقیه - مدارا - تبرا - تولا - تبری - تولی - لعنت - لعن - سب - دشنام - ناسزا - وحدت اسلامي - برادري اسلامی - خوشرويي با برادران مسلمان - بايسته هاي رفتار شيعه و سني با يكديگر - عمركشان - عمركشون - فيروز ابولولو - ابولؤلؤ - ابو لولو  لؤلؤ  لؤلؤة - ابو لؤلؤة - بابا شجاع الدين ابولولو كاشان مقبره زيالرتگاه مزار تاريخ مرگ عمر كشته شدن عمر بن خطاب الخطاب - فيروز - حيدر - حيدري - تعصب مذهبي - ولايت - برائت - براءت - عمر كشان - عمر كشون كشووون كشااان - نهم ربيع الاول تاسع ربيع الاول جشن ربيع الاول عيد غدير ثاني امير المومنين المؤمنين (ع)

خاطره متوسل شدن يكي از محدثان بزرگ اهل سنت به امام رضا (ع)

توسّل يكي از علماي بزرگ اهل سنت به امام رضا(ع) براي برآورده شدن حاجت


خاطره زير را يكي از روحانيون نقل كرد :
 « در سفر حج يكي از وهابي ها به من گفت: " شما شيعه ها مشرك هستيد زيرا به زيارت قبور امامان مي رويد."
چون فرصت كافي براي گفتگوي طولاني با او را نداشتم  گفتم: " آيا «ابن حبّان بُستي» صاحب كتاب «الثقات» را مي شناسي؟ "
گفت: " او يكي از بزرگترين علماي ماست."
گفتم: " ابن حبّان در كتاب الثقات مي گويد: " من در زماني كه در طوس بودم بارها به زيارت قبر علي بن موسي الرضا مي رفتم. هرگاه مشكلي برايم پيش مي آمد و به زيارتش مي رفتم و بر سر قبر او حاجتم را از خدا مي خواستم بدون استثنا مشكلم برطرف مي شد. اين را بارها آزمايش كردم و نتيجه ديدم." "
سپس به آن وهابي گفتم: "اگر زيارت قبور امامان(ع) شرك باشد پس پيشواي بزرگ اهل سنت يعني ابن حبان مشرك خواهد بود!!"
در نهايت آن شخص وهابي درمانده و ساكت شد و دست از سرم برداشت.»

اين خاطره چند نكته دارد :
   نخست اينكه بسياري از اهل سنت علاوه بر اينكه دوستدار اهل بيت پيامبر(ص) هستند به توسل و زيارت امامان(ع) نيز عقيده دارند. ديگر اينكه وهابي ها به سيره علماي بزرگ اول اهل سنت پايبندي ندارند و افراطي گري را از حد گذرانده اند. در واقع كاسه داغتر از آش يعني همين وهابيهاي سعودي كه به دروغ خود را پيرو سلف صالح مي نامند.

    پس از شنيدن اين ماجرا براي اطمينان قلب پيگيري كردم كه خودم اين مطلب عجيب را در كتاب الثقات ابن حبان ببينم. بنابراين در كتابخانه دانشگاه جستجو كردم و كتاب الثقات را يافتم. اين كتاب بسيار مفصل است و برخي از چاپ هاي آن بالغ بر 9 جلد مي شود. مؤلف در اين كتاب اسامي محدثان و راويان احاديث را كه ثقه و مورد اطمينان هستند به ترتيب الفبا فهرست كرده و درباره هر يك اطلاعاتي ارائه مي دهد. ترتيب الفبايي را پيگيري كردم و نام امام رضا(ع) را يافتم. مطالب دقيقا همانطور بود كه آن روحاني فاضل گفته بود. در اينجا بخش هايي از متن عربي آن را براي شما مي آورم :

 « عليُّ بنُ موسى الرضا :
 وهو عليُّ بن موسى بن ... أبو الحسن مِن ساداتِ أهلِ البيت و عُقلائِهِم و جِلَّة الهاشميّين و نُبَلائِهِم ... و ماتَ عليُّ بنُ موسى الرضا بِطوسٍ مِن شَربةٍ سَقاهُ إيّاها المأمونُ فماتَ مِن ساعتِهِ ... و قبرُهُ ... مشهورٌ يُزارُ بِجَنبِ قبرِ الرَّشيدِ قَد زُرتُهُ مِراراً كثيرةً و ما حَلَّتْ بي شدّةٌ في وقتِ مُقامي بطوسٍ فَزُرتُ قبرَ عليّ بن موسى الرضا - صلوات الله على جده و عليه – و دعوتُ اللهَ إزالتَها عنّي إلا أُستُجيبَ لي و زالت عني تلك الشدّةُ وهذا شيءٌ جرَّبتُهُ مِراراً فَوَجَدتُهُ كذلك أماتنا الله على محبّة المصطفى وأهل بيته صلى الله عليه وسلم الله عليه وعليهم أجمعين. »


منبع :
ابن حبّان بستي ، محمد ( متوفاي 354 هـ )، الثقات ، جلد هشتم از نسخه نه جلدي ، ذيل مدخل ( شماره 14411 )

منبع : وبلاگ عربي معاصر

ديدگاه آيه الله العظمي ناصر مكارم شيرازي درباره ولايت فقيه و جايگاه آن در جمهوري اسلامي

آيت اله مكارم شيرازي : ولايت فقيه ضامن اسلاميت نظام است.

بخش هايي از بيانات آيت ‌الله العظمی مكارم شيرازی  درباره ولايت فقيه :

   جمهوری اسلامی از دو جزء جمهوريت و اسلاميت تشكيل شده است كه تبلور جمهوريت را در انتخابات می‌توان شاهد بود و همه در آن می‌توانند شركت كنند و اسلاميت نظام با ولايت‌فقيه نمود و تبلور پيدا كرده است.

ولی‌فقيه مانع از گسستگی می‌شود و بر خلاف همهمه بعضی كه ولايت فقيه را ديكتاتوری فرض كرده‌اند، تابع قانون می باشد و وظايف آن در قانون مشخص است. ديكتاتوری جايی است كه مجلس و انتخاباتی نباشد. تشخيص فقاهت فقيه با مجلس خبرگان است، همان طور كه تشخيص طبيب ماهر با اهل آن است، نه هر فرد كوچه و بازاری. منبع : پايگاه رسمي آيت الله مكارم شيرازي

ايشان همچنين در پاسخ استفتائات فرموده اند :

معتقديم كه ولي فقيه نماينده امام عصر عليه السلام در زمان غيبت است. در مسائلي كه مربوط به حكومت است بايد پيرو ولايت فقيه بود.  منبع : بخش استفتائات سايت آيت اله مكارم شیرازی

ولايت فقيه در نگاه علماي متقدم شيعه

ولایت فقیه در نگاه علمای متقدم شیعه :

   برخي ادعا كرده اند كه ولايت فقيه نظريه ابتكاري امام خميني(ره) و بدعتي از ايشان بوده و پيش از ايشان فقهاي بزرگ شيعه عقيده اي به اين اصل نداشته اند. اين ادعا در حالي است كه اصل ولايت فقيه ريشه در احاديث اهل بيت(ع) دارد و از همان آغاز تدوين فقه شيعه نزد فقهاي بزرگ پذيرفته بوده و در آثار خود اشاراتي به آن داشته اند. جز آنكه شرايط سياسي و اجتماعي و اختناق عليه اقليت شيعه بگونه اي بود كه علماي شيعه تا قرنها نتوانستند از اختيارات ولايي و حكومتي خود استفاده كنند يا به صراحت از آن سخن بگويند. با اينهمه بسياري از آنها در لابلاي كتابها اشاراتي روشن به ولايت فقيه دارند.

    در اينجا تنها به دو نفر از علماي متقدم شيعه در قرن چهارم و پنجم اشاره مي كنيم كه باور خود به اصل ولايت فقيه را تصريحا يا تلويحا در آثار خود ذكر كرده اند : 
1.    محمد بن يعقوب كليني(متوفاي 329ق) روايت مقبوله عمر بن حنظله را كه ناظر به جايگاه سياسي و قضايي فقها مي باشد در كتاب خود؛ «الكافي» آورده است كه نشان مي دهد به عنوان يكي از محدثان طراز اول شيعه به جايگاه و اختيارات حكومتي فقها باور داشته است. شيخ كليني در عصر غيبت صغری و در زمان نايبان خاص (نُوّاب اربعه) مي زيست و در همان زمان به عنوان مرجع گروهي عظيم از شيعيان شناخته مي شد. عظمت علمي و تقوايي كليني به قدري است كه به ثقة الإسلام (يعني فردي كه مورد وثاقت و اعتماد امت اسلامي است) مشهور شده است. همچنين كتاب او؛ الكافي يكي از چهار كتاب حديثي معتبر شيعه به شمار مي رود كه هيچ فرد اسلام شناسي از مراجعه به آن بي نياز نيست. [ رجوع شود به كليني، الكافي، ج1 ص67 ]
2.    شيخ مفيد(متوفاي 413ق) كه از استوانه هاي فقه و كلام شيعي است در رساله عمليه خود كه «المقنعه» نام دارد به صراحت بيان مي كند كه اقامه حدود الهي و برخي از اقدامات حومتي ديگر تنها بايد توسط حاكماني كه از سوي خدا منصوب شده اند صورت پذيرد. وي سپس مي افزايد كه حاكمان منصوب شده از سوي خدا امامان(ع) هستند و هر كس كه از سوي آن بزرگواران منصوب شود نيز چنين اختياراتي دارد مانند فقهاي شيعه. بخشي از عبارات شيخ مفيد در اين باره چنين است: « فأمّا إقامة الحدود فهو إلى سلطان الإسلام المنصوب من قبل الله تعالى و هم أئمة الهدى من آل محمد (ع) و من نصبوه لذلك من الأمراء و الحكام و قد فوّضوا النظر فيه إلى فقهاء شيعتهم مع الإمكان» [ رجوع شود به شيخ مفيد، المقنعة، ص و 810 و 811 ]
   شيخ كليني (ره) و شيخ مفيد(ره) هر دو از استوانه هاي تشيع به شمار مي روند و دستكم هزار سال پيش از امام خميني(ره) مي زيستند. بنابراين اصل ولايت فقيه گرچه توسط امام خميني(ره) به تفصيل تبيين شد و جامه عمل پوشيد اما در واقع ريشه در احاديث اهل بيت(ع) دارد و بسياري از فقهاي شيعه نيز صريحا يا تلويحا به آن اشاره كرده اند. براي اطلاعات بيشتر به كتاب هايي كه در اين باره نوشته شده مانند آثار علامه جوادي آملي و كتاب آقاي مهدي هادوي تهراني درباره ولايت فقيه مراجعه فرماييد.

حديث درباره ولايت فقيه

یک حدیث درباره ولایت فقیه

    درباره ولايت فقيه علاوه بر ادله عقلي و مباني عقيدتي شيعه ، احاديث متعددي نيز از پيامبر اعظم(ص) و امامان (ع) رسيده است كه برخي از آنها را امام خميني در كتاب « ولايت فقيه » ذكر فرموده اند. ما در اينجا تنها يك حديث درباره ولايت و حاكميت علما و فقها نقل مي كنيم كه مشت نمونه خروار است :

امام حسين (عليه السلام) مي فرمايد :

« مجاري الأمور بأيدي العلماء بالله الأمناء علی حلاله و حرامه » 

ترجمه : « كارها بايد به دست عالمان رباني كه درباره حلال و حرام خداوند مورد اطمينان هستند قرار داشته باشد.»

منبع حديث : تحف العقول(حراني) ص238    و  الحياة(حكيمي) ج2 ص449

لينك مقاله اي به زبان عربي درباره زندگي امام خميني رضوان الله عليه

لینک مقاله درباره امام خمینی (ره) به زبان عربی

اگر مي خواهيد مقاله اي به عربي درباره زندگي امام خميني (ره) مطالعه كنيد اينجا را كليك كنيد.

مقال بالعربية عن حياة الامام الخميني الراحل العظيم ( مفجّر الثورة الاسلامية في ايران ) : اضغط هنا

دوستاني كه به سايتهاي عربي مراجعه مي كنند و سمپاشي هاي وهابي ها عليه شيعه و امام و انقلاب دلهايشان را به درد مي آورد مي توانند از بخشهاي مختلف اين مقاله استفاده كنند و به عنوان كامنت در سايتهاي عربي بگذارند. در استانه دهه فجر بد نيست اين كار را بكنيد بويژه اگر از اينترنت پرسرعت دانشگاه بهره مند هستيد.

لينك : http://arabi-maleki.blogfa.com/post-92.aspx

پاسخ به برخي پرسش ها درباره امام عصر (عج)

پاسخ هاي آيت الله صافي گلپايگاني به :

 پرسش ها درباره امام زمان (عجل الله فرجه الشريف )

اخيرا پرسش ها و شبهه هاي بسياري درباره امام عصر (عج) مطرح مي شود. اگر تمايل داريد پاسخ اين سؤالات و شبهات را از زبان يكي از علماي بزرگ مطالعه فرماييد اينجا را كليك كنيد. اين لينك از سايت آيت الله صافي گلپايگاني (دام ظله) برگرفته شده است.

ادامه نوشته