نظر آيت الله بهجت درباره عيدالزهرا ؛ فرحة الزهراء ؛ عيدالزهراء ؛ عيد نهم ربيع الاول

نظر آيت الله بهجت درباره عيد الزهرا [جشن عيد الزهراء عمركشان عمركشون عيدالزهرا فرحه الزهرا]


مطلب زير را از يك وبلاگ دوست اخذ كردم و با تغيير در ترتيب و عناوين مطالب تقديم مي كنم :

"  تاكيدهاي جدي آیت الله بهجت فومني (ره) بر حقانيت و مظلوميت اهل بيت (عليهم السلام) به وضوح در مطالبي كه از ايشان نقل مي شود متجلي است. ايشان در هر فرصتي ادله كوتاه ، گويا و محكمي براي اثبات صحت مذهب حقه اثناعشريه بيان مي كردند. وقتي سخنان ايشان درباره مظلوميت علي(ع) و اولاد علي (ع) را مي خوانيم با تمام وجود لمس مي كنيم كه آية الله بهجت قلبي سرشار از عشق به اهل بيت پيامبر (ص) و سينه اي مملو از كينه نسبت به قاتلان و دشمنان اهل بيت(ع) داشتند. با اين حال ايشان تولي و تبري را به گونه اي سازگار با مدارا و وحدت شيعه و سني تفسير مي كرد. در آستانه «هفته وحدت» بخش هايي از بيانات ايشان درباره مساله شیعه و سنی را برگزيده ام و در دو بخش تقديم مي كنم :

بخش اول :

 نظر آيت الله بهجت درباره عيد الزهرا [جشن عيد الزهراء ، عيدالزهرا فرحه الزهرا] :
   آية الله محمدتقي بهجت (ره) درباره برگزاري مجالس به مناسبت حضرت زهرا سلام الله علیها (عیدالزهراء ) توصیه مي فرمودند كه به بیان فضایل اهل بیت (ع)  بویژه حضرت زهرا (س) و بيان حدیث ثقلین پرداخته شود. به فرموده ايشان شيوه مرحوم آيت الله بروجردی رحمه الله نیز همين بوده است ؛ يعني بیان مشترکات میان شيعه و اهل تسنن و ترک مطاعن و مثالب یا لعن و سب آشکار .

   آیت الله بهجت درباره برخي از رفتارها به نام عيدالزهرا فرمودند : " چه بسا ... این کارها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در اینصورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود. "

آيت الله بهجت بر ضرورت دقت شيعيان در گفتار و رفتار تاكيد بسیاري داشتند كه مبادا موجب تحريك اهل سنت شود و بسيار بر تقیه عملی و قولی تاکید مي كردند اما تقیه و تزلزل قلبی را حرام می دانستند.

منبع : کتاب "در محضر حضرت آیت الله العظمی بهجت " ، نوشته محمدحسین رخشاد ، ص 138 نکته شماره 198


بخش دوم : گزيده بيانات آيت الله بهجت درباره وحدت اسلامي

نقش استعمار در اختلاف شيعه و سني  :

آيت اله بهجت (ره) : "اختلاف شيعه و سني ، يك مساله استعماري است. مساله مهم دوستي اهل بيت (ع) است كه فريقين بر آن اتفاق دارند. مسلمين در حال حاضر ، در اين باره اختلاف و مشكلي ندارند. گذشتگان آنان – كه در ابتداي كار بوده اند – اگر [ با اهل بيت ع ] دوست بوده اند .... و إلا حسابشان با خداوند متعال است. البته حساب وهابي ها و مبغضين به اهل بيت (ع) جداست." كتاب «زمزم عرفان» ، ص292


اهميت اتحاد مسلمانان
:
آيت اله بهجت (ره) : "كسي كه وحدت مسلمانان را نخواهد ، مسلمان نيست. ائمه ما (ع) در نماز جماعت آنان شركت مي كردند ، به جهت اتحاد مسلمانان."  كتاب «زمزم عرفان»، ص379


 مذهب وهابيت
آيت اله بهجت (ره) : "وهابيون نه شيعه هستند و نه سني ...! مذهب وهابيت يكي جريان سياسي است كه ربطي به شيعه و سني ندارد." كتاب «زمزم عرفان»، ص318


قاصر بودن برخي شيخ الاسلام هاي اهل سنت
آيت اله بهجت (ره) : "حتي برخي شيخ الاسلام هاي آنها ، جاهل قاصرند [ يعني حقايق را نمي دانند وگرنه لزوما قصد لجاجت ندارند]."  كتاب «زمزم عرفان»، ص398

منبع : كتاب «زمزم عرفان» (يادنامه فقيه عارف حضرت آية الله محمدتقي بهجت)

نوشته محمد محمدي ري شهري ، قم، دارالحديث، 1431ق 1389 ش

ادامه نوشته

عمركشان [عيدالزهرا] در نهم ربيع الاول ؛ خرافه يا يك مراسم ديني؟ تحقيق و پژوهشي بي طرفانه


مقاله ای درباره مراسم عمرکشون ( عیدالزهراء )( نهم ربیع الاول )



* با افتخار می گوییم : شیعه هستیم
نخست باید بگوییم مذهبی که واقعیات تاریخ را نسبتاً منصفانه مورد توجه قرار می دهد مذهب تشیع است. و از آنجا که تشیع را با بررسی و تحقیق برگزیده ایم بنابراین طبیعی است با خرافات نیز موافق نباشیم لذا نکاتی درباره مراسم عمرکشان و با استناد به آثار عالمان بزرگ شیعه و بيطرفانه تقدیم می شود :

* تاریخ دقیق مرگ عمر بن خطاب :

طبق منابع تاریخی عمر بن خطاب ( خلیفه دوم ) در ...  ادامه مطلب را كليك كنيد براي بقيه ي مقاله.

ادامه مطلب


آيا مدارا با اهل سنت و تقيه مباح است يا واجب ؟!

آیا مدارا با اهل سنت و تقیه واجب است یا مباح ؟

   بسياري از ما بچه هاي هيأتي تولي و تبري را واجب و شرط قبولي همه اعمال مي دانيم كه البته چنين نيز هست اما درباره مدارا با اهل سنت و انواع تقيه بويژه تقيه ي مداراتي اهميتي به آن نمي دهيم. گاهي در اينترنت با وبلاگهايي مواجه مي شويم كه علنا و صريحا به شخصيتهاي مهم اهل سنت فحاشي مي كنند و ناسزا مي گويند و نويسنده وبلاگ تصور مي كند با فحاشي كردن دارد به فريضه « تبري » عمل مي كند. اما حقيقت اينست كه شيوه « تبري » بايد در كنار امور ديگر همانند « مدارا » ، « برادري و وحدت اسلامي » و « تقيه » تبيين شود.

   متاسفانه در برخي هيأتها به جوانان ما تنها تبري را مي آموزند و از شرايط و شيوه درست آن سخني نمي گويند. در حالي كه اهميت مدارا و تقيه و برادري اسلامي اگر بيشتر از « تولي» و « تبري » نباشد قطعا كمتر نيست. اين بحث مفصّل است اما تنها چند حديث درباره تقيه ذكر مي كنم تا اهميت اين موضوع را كمي بيشتر درك كنيم :
  در حديث داريم كه معصوم(عليه السلام ) فرمودند : « اگر بگويم ترك كننده تقيه مانند تارك الصلاة است راست گفته ام. »

همچنين معصوم(ع) فرمودند : تقيه [بخش مهمي از ] دين من و پدررانم به شمار مي رود.( التقية ديني و دين آبائي )

نيز فرمودند : «كسي كه تقيه ندارد، دين ندارد.» (لا دين لمن لا تقية له)

  از پيامبر(ص) نقل شده كه فرمود : ترك كننده ي تقيه مانند تارك نماز است. [ و قال النبي (ص) تارك التقية كتارك الصلاة ]

اين احاديث در كتاب جامع الاخبار ص 95 آمده و مانند آن در بسياري از كتب ما نقل شده است.

   برخي مي گويند اكنون آخرالزمان است و شيعيان به حكومت و قدرت دست يافته اند و در شرايط كنوني ديگر جاي تقيه نيست. در پاسخ آنها حديثي هست كه مي فرمايد : « هر كس قبل از قيام قائم[عجل الله فرجه] تقيه را كنار بگذارد از ما نيست.» (من ترك تقية قبل خروج قائمنا فليس منا) منبع : جامع الاخبار ص 95

علامه مجلسي در بحار الانوار تنها در يك جا بيش از 100 روايت درباره مدارا با اهل سنت و تقيه ذكر كرده است.

   درخواست ما از اهل منبر آنست كه همانطور كه در سخنراني هاي خود بر اهميت ولايت اهل بيت(ع) و برائت از دشمنان آنها تأكيد مي كنند مسأله مدارا و برادري اسلامي و تقيه و اهميت آن را نيز تبيين فرمايند تا جواناني كه پاي منبر اهل بيت(ع) رشد مي يابند يك بعدي نشوند و عواطف پاك خود را به شيوه اي بروز دهند كه مايه فخر و مباهات اهل بيت(ع) باشد.

برخي از واژگان كليدي اين مطلب : تقیه - مدارا - تبرا - تولا - تبری - تولی - لعنت - لعن - سب - دشنام - ناسزا - وحدت اسلامي - برادري اسلامی - خوشرويي با برادران مسلمان - بايسته هاي رفتار شيعه و سني با يكديگر - عمركشان - عمركشون - فيروز ابولولو - ابولؤلؤ - ابو لولو  لؤلؤ  لؤلؤة - ابو لؤلؤة - بابا شجاع الدين ابولولو كاشان مقبره زيالرتگاه مزار تاريخ مرگ عمر كشته شدن عمر بن خطاب الخطاب - فيروز - حيدر - حيدري - تعصب مذهبي - ولايت - برائت - براءت - عمر كشان - عمر كشون كشووون كشااان - نهم ربيع الاول تاسع ربيع الاول جشن ربيع الاول عيد غدير ثاني امير المومنين المؤمنين (ع)

بايسته هاي تبري در روايات اهل بيت(ع)

از برخي از روايات بر مي آيد اصل تبري كه از نظر ما شيعيان يكي از فروع دين است بايد بصورت « لعن ستمكاران بطور كلي » باشد و نبايد با ذكر نام و بصورت صريح باشد.

   كليني از امام باقر(ع) نقل كرده كه فرزندِ يكي از سرانِ شرك، اسلام آورده و در ركاب پيامبر(ص) بود. يكبار ابوبكر در حضور او پدر مشركش را لعنت كرد كه او خشمگين شد و به ابوبكر پاسخي تند داد. در آن هنگام پيامبر(ص)- به عنوان يك سيره هميشگي -  فرمودند: «وقتي مشرکان را لعن و بدگويي مي كنيد بطور کلي سخن بگوييد نه بطور خاص (با ذکر نام) كه فرزندانشان (که اكنون در شمار مسلمانان هستند) خشمگين شوند» [محمد بن يعقوب كليني، الكافي[چاپ تهران] ج8 ص69 . اين ماجرا در مصادر تاريخي نيز آمده است: بلاذري، أنساب الأشراف[چاپ بيروت]  ج1 ص160 و467 و  ج6 ص44  ؛ واقدي، المغازي[چاپ بيروت] ‏ج3 ص925 و ابن حبيب هاشمي، المنمق[چاپ بيروت] ص294]

 طبق اين روايت پيامبر اكرم(ص) از لعن صريح مشركان با ذكر نام، نهي فرمود تا موجب دودستگي بين مسلمانان نشود. معناي اين سخن اينست كه به جاي لعن با ذكر نام مثلا بگويند:«اللهم العن المشركين و الظالمين».
   از اين روايت مي توان فهميد كه به طور كلي لعن افراد با ذكر نام – حتي درباره مشركان - اگر موجب كدورت ميان مسلمانان شود روا نيست و بايد از آن پرهيز شود.
    به عنوان يك مصداق بايد گفت آنچه پس از عصر صفوي ...

ادامه مطلب را كليك كنيد.

ادامه نوشته

خوشرفتاري با عموم مسلمانان

توصيه هاي وحدت بخش اهل بيت(ع) به شيعيان

   اهل بيت(ع) همواره شيعيان را به خوشرفتاري با پيروان مذاهب اسلامي سفارش كرده اند و سيره عملي خودشان نيز چنين بوده است. امام باقر(ع) فرمودند” حتي اگر با يك يهودي همنشين شدي با او به نيكويي رفتار كن”(1)اميرالمومنين(ع) حتي با اهل كتاب (مسيحيان و يهوديان) چنان خوشرفتار بودند بگونه ايكه موجب علاقمندي و احيانا تشرف آنان به اسلام مي شد.(2) اگر كسي بخواهد نمونه هاي رفتار بزرگوارانه اهل بيت(ع) با پيروان اديان و مذاهب ديگر را گردآوري كند قطعا  ... ...

براي مقاله كامل ادامه مطلب را كليك كنيد.

ادامه نوشته

دشنامگويي و لعن صريح ممنوع!!

ديدگاه اهل بيت(ع) درباره دشنامگويي به مقدسات ديگران :

  تجربه نشان داده كه هيچگاه دشنام گفتن به مقدسات ديگران موجب هدايت گمراهان نمي شود بلكه برعكس آنان را به لجاجت و مقابله به مثل وادار مي كند. از اين رو اهل بيت(ع) به شيعيان يادآور مي شدند كه خداوند از دشنام گفتن - حتي نسبت به بتهاي مشركان - نهي فرموده است. خداوند مي فرمايد: « به معبود كسانى كه غير خدا را مى‏خوانند دشنام ندهيد، مبادا آنها(نيز) از روى(ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند »[أنعام/108] بنابراين پرهيز از دشنام يك اصل قرآني و اسلامي است.

   اهل بيت(ع) نيز بر اين اصل تأكيد كرده اند از اين رو استثنا قايل شدن براي آن در شرايط خاص نيازمند دليل خاص است. در جنگ صفين برخي از اصحاب اميرالمؤمنين(ع) طرف مقابل را دشنام مي دادند كه آن حضرت فرمود: «بر شما روا نمي دانم كه نفرينگر و دشنامگو باشيد، و فحش دهيد و اظهار نفرت كنيد.... ... ...

براي مطالعه متن كامل مقاله ادامه مطلب را كليك كنيد.


ادامه نوشته