ای دریغا که همه مزرعۀ دلها را

علف هرزۀ کین پوشانده است...

 

و همه مردم شهر

بانگ برداشته اند که چرا سیمان نیست

 

و کسی فکر نکرد

 که چرا ایمان نیست...

 

و زمانی شده است

 که به غیر از انسان

 هیچ چیز ارزان نیست

 

  «حمید مصدق»